عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

273

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و مال فدا كردند . رب العزة آن از ايشان قبول كرد و بپسنديد ، و باز گفت : وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ الاية ، و قال تعالى : يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . قال عيسى بن مريم : اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ الاية - چون عيسى دعا كرد ، و مائده خواست رب العالمين دعاء وى اجابت كرد ، و مراد وى در امت وى بداد ، گفت : إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ يا عيسى ! دريغ نيست كه مائده ميخواهند ، و نعمت كه مىطلبند ، و نعمت خود همه براى خورندگان دادم ، امّا ما را دوستانىاند از امت محمد كه از ما جز ما را نخواهند ، و جز به ياد ما نياسايند ، ور حديث كنند جز حديث ما نكنند ، ور شراب خورند جز به ياد ما نخورند ، از مهر ما با خود نپردازند ، و از عشق ما با ديگرى ننگرند : آن را كه وصال يار دلبر بايد * از خويشتنش فراق يكسر بايد . چون عشق مجنون روى در خرابى نهاد ، پدر وى گفت : يا مجنون ! ترا خصمان بسيار برخاسته‌اند ، روزى چند غائب شو ، تا مگر مردم ترا فراموش كنند ، و اين سوداء ليلى از تو لختى كمتر شود . وى برفت ، روز سوم مىآمد ، گفت : اى پدر ! معذورم دار ، كه عشق ليلى آرام ما برده ، و همه راهها بما فرو گرفته است . راه به راه صلاح خود نمىبرم ، هر چند كه همى روم جز بسر كوى ليلى آرام نمىيابم : بس كه اندر عشق تو من گرد سر برگشته‌ام * بىتو اى چشم و چراغم چون چراغى گشته‌ام بس كه ديرا دير و زودا زود و بى گاه و بگاه * بر سر كويت سلامى كرده و بگذشته‌ام . قوله : تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا - سمى العيد عيدا لان اللَّه تعالى